واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
656
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
مىكردند . كار به آنجا كشيد كه قصابان ناگزير بارى ديگر مبلغى نقد پرداختند تا بهاى پيشين برقرار شود . دراينباره خان گفت : « اگر من همهء رعاياى خود را به 1000 دينار مىفروختم نه نيكو مىبود » [ متأسفانه مؤلف منبع اين سخنان را ياد نكرده تا از اصل متن نقل شود و بالضروره از ترجمهء او مجددا ترجمه شد - مترجم ] . معلوم نيست كه علت برخورد و منازعهء اين خان زهد پيشه با روحانيان و اعدام يكى از شيوخ بنام امام ابو القاسم سمرقندى بفرمان وى چه بوده است « 1 » . دربارهء زندگى امام مذكور چيزى جز داستان به لطيفه آميختهاى كه در « كتاب ملازاده » آمده ( به ماقبل ص 276 رجوع شود ) چيزى نمىدانيم و آن داستان هم از قول ابو القاسم منقول است « 2 » . امام به هنگام حج در كوه حره - در غار پيامبر دعا كرد و از خداوند خواست كه دولتش دهد . آنگاه صدائى به گوشش رسيد كه : « دولتى كه ما به آدميان عطا مىكنيم به سه صورت است : نخست پيامبرى ، دو ديگر شهادت و سه ديگر فقر . باب پيامبرى اكنون مسدود است . تو اكنون شهادت را
--> ( 1 ) - وى را نبايد با شخصى كه همين نام داشته و در عهد سامانيان مىزيسته است اشتباه كرد ( « متون » ، ص 50 ( نسفى ) ؛ ژوكوسكى ، « در تاريخ ادبيات فارسى » ، ص 5 ) . يك ابو القاسم سمرقندى سومين نيز وجود داشته كه همانا امام ناصر الدين باشد كه از سمرقند در سال 536 هجرى به بلخ وارد شد و مؤلف كتاب « بحر الاسرار فى مناقب الاخيار » كه در حدود سال 432 هجرى ( 1040 ميلادى ) در بخارا نوشته شده از او ياد مىكند . طبق فهرست جديد . 575 I ndia office Librory nr و طبق فهرست قديم شمارهء 1496 ، ورقهاى b 330 - b 329 ؛ مؤلف وصف مشروحى از بلخ مىكند . ( 2 ) - « متون » ، ص 170 .